در دوم امرداد يزگرد سوم آخريادشاه ايراني ساساني در نزديكي مرو به دست آسياباني كشته شد و با اين كار شكوه و عظمت و امپراتوري ايرانيان براي هميشه خاموش شد! پدرم مي گفت وقتي بچه بوديم آنقدر از دست پدرمان كه يكي از بزرگان منطقه بود كتك مي خورديم مي گفتيم خدايا كي پدرمان مي ميرد كه ما راحت شويم و وقتي در همان دوران نوجواني و خردسالي آرزويش برآورده شد و دوران بي پدري آغاز شد هميشه مي گفتيم خدايا اي كاش پدرمان زنده بود و هر روز ما را كتك بزند! قضيه حكومت ساساني و حتی شاید وضعیت امروز ایران شبيه داستان پدرم است. حكومت ساساني حكومتي بر پايه نژاد پرستي ديني و قومي بود. برخي دوران آن مانند يزگرد اول و قباد و ظهور بهرام چوبينه، مزدك و ماني از نظر آزادي هاي ديني و اجتماعي و قومي و جنبش هاي ملي دوراني بهتر بود ولي برخي دوران آن بسيار سياه بود مانند اردشير پاپكان و انوشيروان و خسرو پرويز و به همراهي موبداني خونريزي چون تنسر و كرتير كه همه زندگي خود را به سركوب و كشتار اقوام و ديگر انديشان ديني و نژادي سپري كردند.
با اينحال با اين ستم آنها، الان كه به دوران پس از ساسانيان و امروز ايران مي نگريم دلمان براي ستم ساسانيان تنگ شده است! اي كاش ساسانيان بودند حتي اگر بر ما ستم مي كردند! ما ايراني ها اخلاق بدي كه داريم اين است وقتي زورمان به استبدادهاي حاكمان خود كه گاهي بدترين گونه از استبدادهاي جهان مي شوند نمي رسد دست به دامان بيگانگان مي شويم و حكومت ملي خود را رها مي كنيم و سرنوشت خود را بدست بيگانگان مي سپريم و در همه چنين مواردي دوران بسيار بسيار سياه تري، پس از از ميان رفتن حكومت ملي هرچند خودكامه پديد آمد! مانند يورش اسكندر گجستگ، يورش سياه اعراب و مغول! همه اين ها به نوعي پس از نوميدي مردم از رهايي اصلاح حكومت ايران پديد آمد! به چند صد سال حكومت سياه و ستم اعراب اموي و عباسي پس از ساسانيان و همه نابساماني ها و گرفتاري هاي كه پس از آنان تا به امروز پيش آمد ما را در حسرت روزهاي حكومت ساساني انداخته است. اي كاش حكومت ساساني مي ماند و از اعراب شكست نمي خورد و ما حكومت ملي خودمان را رها نمي كرديم تا چنين 1300 سال گرفتار بيگانگان و از دست رفتن ناموس فرهنگ ملي و آزادي و احترام و شكوه خود در جهان نمي شديم. وقتي من بچه بودم پدرم مي گفت اي كاش پدرم نمي مرد و هر روز به كتك زدن من ادامه مي داد ولي بالاي سرمان بود. وقتي پدربزرگ مرد! فرزندان يتيم او رانده شدند و جايگاهي نداشتند. مورد بي مهري و ناديده انگاري بودند. ساسانيان كه رفت ما بي پدر شديم! از نظر من برخي از شاهان ساساني از ستمكارترين شاهان ايران بودند ولي امروز آرزو مي كنم اي كاش همان شاه ستمگر ساساني بر سر ما بود! ولي اين چنين گرفتار اعراب وحشي اموي و عباسي و پس از آنها مغول و سلجوقي و .. و ... قاجار نمي شديم! هميشه آرزو داشتم اي كاش از دوره كريمخان زند يا نادر، حكومتي كه از ايراني و ايرانيت و فرهنگ ملي بدش بياد ديگر در ايران پديد نمي آمد! و همان نژاده نادر يا كريمخان هر چند در چارچوب يك حكومت دموكراتيك برجاي مي ماندند. كشورهايس اروپايي چند صد سال است كه ثبات سياسي و آرامش ملي دارند ولي ما هنوز در چنين جايگاهي نيستم. هنوز نمي دانيم چه نوع ساختار قدرتي پاسخگوي عشق ما به آزادي و غرور ملي، ايرانيت و حتي مدهبي بودن ما ايرانيان است!
هنوز حقارت هاي پس از ساسانيان و دروغ و ستم اعراب هاي با رنگ و لعاب اسلام را به فراموشي نسپرديم! فراموش نكريم كه با شعار برابري و آزادي ديني آمدند ولي بعد ما را نجس! موالي(برده)! و حرامزاده مي خواندند و بر ما جزيه مي بستند و آنچنان محدوديت اجتماعي و ستم خود را بر غير مسلمان تنگ مي گرفتند كه همه از روي ناچار حتي مجبور شديم نام ايراني خود را عوض كنيم و بما مي گفتند نام اناهيتا و پوراندخت و زبان فارسي جهنمي است!
نامهاي كلثوم خديجه و كبري با زبان عربي و تازي بهشتي هستند! نام نيكو براي فرزند خود انتخاب كن! نام نيكو چيست؟ يك نام عربي است! اسلام هم بپذير و نام خود را عوض كن و فرهنگ و كتاب پيشينيان ات را آتش بزن! آنگاه از نظر ما اعراب، مسلمان به شمار مي آيي! دلمان براي حكومت ظالم ساساني تنگ شده است. چوب و كتك پدربزرگي كه بر ما ستم مي كرد از تحقير 1300 ساله براي ما شيرين تر بود! اي كاش ساسانيان بودند تا ذلت و حقارت تاريخي ما رو مي ديدند! آنها را رها كرديم و درهاي فرهنگ و كشورمان را بسوي بيگانگان گشوده كرديم و همچنان در سياهي و غم گرفتار هستيم!
الان كه برخي مواقع مي شنويم بيگانگان مي خواهند به ايران حمله كنند ياد آخرين روز حكومت ساساني مي افتم. جوانان زيادي رو مي شناسم كه اصلا شرايط امروز ايران را نمي پسندند و حتي براي اصلاح آن نوميدانه تلاش مي كنند ولي همان ها مي گويند اگر اسرائيل يا آمريكا حمله كند هر چند شرايط امروز قابل تحمل نيست ولي ما به جنگ بيگانه مي رويم و كشور را بدست بيگانه نمي سپريم.
اي كاش يزگرد سوم را تنها نمي گذاشتيم و با اسلام از راهي غير از راه شمشير و جزيه آشنا مي شديم!
سرنوشت عراق و افغانستان پس از اشغال بيگانه را مي بينيم! صدام و طالبان ستمكار نرين حاكمان عصر حجري قرن بيست و يكم بودند! ولي اكنون دوران خوبي براي مردم آنان پس از اشغال بيگانه نيست. چه بسا مردم در دوره آن ستمكاران امنيت و آرامش بهتري داشتند. ما دوران پس از كشته شدن يزگرد سوم ساساني را هم به فراموشي نخواهيم سپرد! دوران بسيار وحشتناكي كه دو قرن سكوت! نام گرفته است! ياد يزگرد سوم و حسرت همه روزهاي خوش و جشن هاي ملي آن دوران را با مردم زيباي پهلوي گويش را گرامي مي داريم. زيبا مي پوشيدند زيبا مي رقصيدند و مي خواندند و زيبا تر از ما زندگي مي كردند!
اگر در امروز ایران هم کمی ناملایمتی و سختی هست کمی تحمل کنید بهتر از آن است که کشور دست بیگانه و دشمنی سپرده شود و روزی برسد که مثل پدرم دعا کنید ای کاش پدرم زنده باشد و کتکم بزند!
امیدوار باشید به بهروزی و اینکه لااقل کشور دست خودی هاست هر چند هم به نظر خشن بیایند! نباید اشتباهی که دوره ساسانی کردیم و تا چند صد سال دیگر کمر راست نکردیم و کشورمان را دو دستی به تاراج دادیم دوباره تکرار کنیم!
بی پدری بهتر از داشتن پدر بد اخلاق نیست!
پاينده و جاويد باد ايران و فرهنگ ايران و بالندگي مردم ايران
نپشتك هچ ميتردات |
|